Array ( [Itemid] => 581 [option] => com_k2 [lang] => دانشنامه-ی-نقد-وهابیت [view] => item [layout] => item [id] => 2825 )
^
پنج شنبه, 10 بهمن 1392 ساعت 12:47

ارتباط با خدا در پرتو توسل به اولیاء

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

ارتباط با خدا در پرتو توسل به اولیاء

از بدعتهای وهابیان که تشیع و تسنن را به مقابله با آنان واداشته است، مخالفت با توسّل به انبیاء و اولیاء است. توسل، شفاعت، تبرک و زیارت چهار موضوعی است که در زمینۀ واسطه‌خواهی از خدای متعال مطرح شده و وهابیان با آن مقابله برخاسته‌اند. به دلیل اینکه تمامی این چهار موضوع مورد تأیید قرآن و روایات است، وهابیان نمی‌توانند مخالفت صریح خود را در این زمینه ابراز نمایند اما در هر مورد با طرح اشکالاتی سعی می‌کنند موضوع را کم اهمیت جلوه داده و معتقدان به آنها را در شرایط خاصی کافر یا بدعت‌گزار قلمداد کنند! در سؤالاتی که مطرح می‌شود به صورت مختصر و تنها در حد تذکر، به این مباحث پرداخته شده و تفصیل مطالب به کتبی که در این زمینه تألیف شده است، واگذار می‌گردد.

-1- چگونه شما بدون توجه به تصریح قرآن کریم بر حقانیت بحث توسل در آیه 35 سوره مائده ( یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون) باز هم لزوم توسل را انکار میکنید؟ مگر در این آیه توسل به عنوان نتیجه تقوا ذکر نشده است؟ مگر آیه صراحتا اهل تقوا را به توسل امر نمی‌کند؟ آیا مخالفت با حکم صریح الهی بدعت نیست؟

اگر بگوئید؛ در این آیه مقصود از توسل، انجام اعمال عبادی – مانند جهاد یا نماز - برای جلب رضایت الهی است، می‌گوئیم؛ مگر محبت و مودت اهل بیت ‌علیهم‌السلام نیز به نص آیات قرآن منجمله آیه 23 سورۀ شوری ( قل لا أسئلکم علیه أجرا الا المودة فی القربی ) جزو اعمال عبادی نیست؟ بنابراین محبت اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌تواند مبنای توسّل به پروردگار متعال باشد و به همین دلیل شیعیان و أهل سنت، معتقد به توسّل هستند.

-2- چرا توسل به اولیای خدا را مخالف دینداری می‌پندارید؟ در حالی که توسل در حقیقت نتیجه توکل به خدا و در مسیر خواست و رضای الهی است. انسان در هنگام توسل، خداوند را هدایتگر خود در مسیر تمسک به اولیا می‌یابد. چرا این حقیقت را که قرآن نیز بر آن گواهی میدهد، باور ندارید؟ و چنین عقیده‌ای چه ارتباطی به غلو دارد؟ به علاوه این اعتقاد شما، مخالف سیرۀ مسلمانان و سلف صالح در طی تاریخ اسلام است.

-3- چگونه تبرک به آثار پیامبران را شرک می‌شمارید در حالی که بسیاری از آیات قرآن کریم بر آن گواه است؟ آیا این مصداق بدعت گزاری در دین و مخالفت با آیات الهی نیست؟ کدامیک از سلف صالح به آنچه شما می‌گویید، عمل کرده‌اند؟

-4- چگونه شما به آیاتی مانند آیه 125 سوره بقره ( و اتخذوا من مکان ابراهیم مصلی) توجه نمیکنید و در نتیجه با هرگونه تبرک و برکت خواهی از انبیا و اولیا مخالفت میورزید؟ در حالی که بر مبنای این ایه جای پای پیامبر الهی، به عنوان محل نماز تعیین شده است. آیا نشانه‌ای بالاتر از این در حقانیت تبرک سراغ دارید؟ آیا تبرک به آثار انبیا و اولیا ، خود از مصادیق توسل نیست؟ و نافرمانی امر خدا در این مورد به شرک و کفر نمی‌انجامد؟

بیشتر بدانیم

برکت خواهی از خدا، سنتی رایج در میان مؤمنان است. زمانها، مکانها، اشیاء و انسانهای خاصی دارای برکت هستند و به همین دلیل مبارک خوانده می‌شوند. برکت‌خواهی از آنان موجب قرب بیشتر به درگاه الهی و معنویت افزونتر در زندگی خواهد شد. استاد علی اصغر رضوانی در کتاب ارزشمند "وهابیت و تبرک" مطالب مبسوطی در این زمینه ارائه نموده‌ است.

جالب است بدانید که وهابیان در موضوع تبرک حتی با احمد بن حنبل و ابن تیمیة نیز اختلاف دارند.

تبرّک از مهمترین و آشکارترین دلایل مسلم قرآنی بر بطلان عقاید وهابیان است. زیرا تبرک از موارد مهم واسطه‌خواهی برای تقرّب به درگاه الهی است.

كلمه ‹بركت› و مشتقات آن 34 مرتبه در 32 آيه و بر 8 صيغه (بارك، باركنا، بورك، تبارك، بركات، بركاته، مبارکا و مباركه) به كار رفته است و به معناي كثرت و زيادي خير آمده است. و اینها غیر از آیاتی است که موضوع آن در مورد تبرک است، اما از واژه های دیگر قرآنی برای بیان آن استفاده شده که به یک مورد آن در سؤال مطرح شده، اشاره شده است.

از دیگر موارد آشکار تبرک در قرآن کریم، داستان پیراهن حضرت یوسف است. فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا ...﴿یوسف؛ 96﴾ پس چون بشیر آمد آن [پيراهن] را بر چهره او [یعقوب] انداخت پس بينا گرديد ....

بر مبنای آنچه در این آیۀ قرآن کریم ذکر شده است، پیامبر خدا به برکت پیراهن یوسف بینا گردید. چه دلیلی آشکارتر از این بر حقانیت بر اعتقاد به تبرک!؟

-5- چگونه شما زیارت قبور را تقبیح می‌کنید در حالی که زیارت قبور بر مبنای روایاتی که در کتب اهل سنت نیز نقل شده است، یک سنت نبوی است؟ آیا مقابله با زیارت قبور، بدعت نیست؟ چگونه می‌توانید افرادی را که به این سنت نبوی عمل می‌کنند، قبوری نامیده و اینگونه به آنها توهین کنید؟ با توجه به اینکه اهل سنت نیز به زیارت قبور می‌روند، این عمل شما توهین به کل جامعه مسلمانان نیست؟ و این توهین به گمراهی و ضلالت و خلود در آتش جهنم به دلیل پیروی از محمد بن عبدالوهاب منجر نمی‌شود؟

-6- چگونه شما با شفاعت مخالف می‌کنید در حالی که حدود 30 آیه در قرآن وجود دارد که در آن از شفاعت سخن گفته شده است ؟ آیا این مخالفت شما مصداق "نؤمن ببعض و نکفر ببعض (نساء؛ 150)" نیست؟ البته آیاتی دیگری نیز در قرآن کریم بر بحث شفاعت دلالت می‌کنند که واژۀ شفاعت درآنها بکار نرفته است.

بیشتر بدانیم

وجود آیات شفاعت در قرآن کریم، به خودی خود، نفی کنندۀ عقاید وهابیان است. زیرا شفاعت، نمونه‌ای از واسطه‌خواهی برای تقرب به درگاه الهی است که وهابیان به دلیل کثرت آیات و مسلم بودن موضوع آنان، نمی‌توانند با اصل شفاعت مخالفت کنند اما در جهت کم‌اهمیت جلوه‌دادن آن تلاش می‌کنند، که این دسیسۀ آنان نیز به دلیل آیات و روایات بسیاری که در زمینۀ شفاعت وجود دارد و همچنین اعتقاد تمامی مسلمانان جهان، با شکست مواجه شده است.

-7- چگونه شما به نقد بحث شفاعت می‌پردازید در حالی که با این عمل طبق آیه قران تشابه با منافقین پیدا می‌کنید؟ (وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُم ُ مُّسْتَكْبِرُونَ (منافقون، 5)

-8- چرا مدعای اصلی شما در زمینه کفر و شرک در آیات قرآن، مساوی دانستن کفر و شرک با اعتقاد به توسل و شفاعت است. این عقیدۀ شما متناقض با تمامی آیات قرآن و روایات است؟

بیشتر بدانیم

دیدگاه خاص محمد بن عبدالوهاب که در صفحات اول کشف الشبهات بر آن اصرار می‌ورزد، ( که نشان‌دهنده سطحی نگری است و حتی بی سوادی و آشنا نبودن با آیات قرآن کریم است.) این است که اساسا آیات شرک در قرآن در مواردی همانند اعتقاد به توسل و شفاعت و امثال آن نازل شده است و در قرآن با کسانی که خدا را به هیچ عنوان قبول ندارند و توحید و اعتقاد به وجود خدا را انکار می‌کنند، محاجه نشده است. حتی کفر نیز بر مبنای عقاید محمد بن عبدالوهاب در همین زمینه تحقق می‌یابد و مقصود از کافرین، قائلین به توسل و شفاعت و امثال اینگونه اعتقادات هستند.

تأملی در مورد قرآن به خوبی اشتباه وهابیان را در این مورد آشکار می‌سازد. در قرآن کریم گروههای مختلفی مورد نقد قرار گرفته‌اند که البته یکی از آنها می‌تواند کسانی باشد که در مورد اولیاء غلو می‌کنند و این نکته ای است که از نظر محمد بن عبدالوهاب پنهان مانده است و این مطلب، سطح سواد و تسلط او و امثال او را بر آیات قرآن آشکار می‌سازد.

کتبی که در زمینه نقد دیدگاه وهابیان در مورد شرک نگاشته شده است به خوبی عمق ضلالت آنان را آشکار می‌سازد.

خواندن 2892 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 16 بهمن 1392 ساعت 15:38

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

برای انصراف کلید Esc را فشار دهید

 

 

پایگاه خبری قطره پاک

 

 

تقویم برنامه ها

اوقات شرعی

Instagram logo

Instagram link

logo aparat web